به هفته ی پیش فکر میکنم
حاجی که معاون آموزش اونجا بود ماروفرستاد کارگزینی برای تکمیل مدارک اما منظور حکم منو نفهمیده بود!
با کمال پررویی هم گفت ممکنه حالا حالا ها پست اداری برات پیدا نشه اما تو باید هر روز بیای (بیام عکس تورو بردارم مردیکه؟ !)
شب هم همینجا بمون و هزینه رفت و آمد نده قدمت رو چشم وظیفه ی ماست که بهت امکانات بدیم بمون تا فردا ببینیم چی میشه!! حاجی یه پا خودشو در برابر من مسئول میدونست چه انسان شریفی!!
خلاصه نموندم و برگشتم خونه و فرداش دوباره رفتم اونجا
حاجی میخواست برام برنامه ببنده که من گفتم نصف اینهم برام کافیه چون من حق التدریسم و نیازی به 24 ساعت تدریس ندارم
حاجی رو برق گرفت
انگاری تازه از خواب بیدار شده بود و دوباره حکم منو که وارسی کرد فهمید که من رسمی نیستم!
اما کاش میفهمید که چی هستم!! شاید هم فکر نمیکرد اداره کل اینقدر در حق کسی نامردی کنه که با حقوق حق التدریسی بفرسته اونو به شهر های اطراف!
خلاصه با کمال خنگی ندونسته بهم گفت امکان پرداخت حقوقتو نداریم !!
بعدشم حلالیت طلبید و من برگشتم !
منم خونه رو ول کردم و با کمال اندوه رفتم شمال تا حال و هوایی عوض کنم
هوا عوض شد اما حال... نه!
همش از اون نیروی علوم تربیتی که دختر شهید بود و مهر مدرک دانشگاهیش هنوز خشک نشده رسمی شده بود و هنوز نیومده بود اداره، استخدام شد و کسی هم نگفت چی بلدی و چی سابقه ای داشتی تا حالا!یادم میومد
با خودم گفتم چه عدالتی!! من یه نیروی فنی با 5 سال سابقه ی کار تو واحد آی تی یک مرکز آموزش عالی که این اداره انگشت کوچیکه اش هم نمیشد !!ارزشم اینجا از این نیروی تازه نفس کمتره؟!
گفتم خب همینه که بچه هامون بی سواد بار میان و از یه انشای 50 کلمه ای! 30کلمه غلط نوشته میشه و تازه معلم هم بسته به غلطهای املایی نمره میده نه مفهوم انشایی که بچه جون کنده و نوشته! و حالا فکر کن به این انشا باید چه نمره ای بده!! و پای برگه های امتحان ریاضی همیشه التماس دعا خونده میشه
همینه که موسسه هایی مثه قلم چی و گاج و این چیزها به نون خوردن میفتن اساسی و اونقدر گردنشون کلفت میشه که حذف کنکورو هی به تعویق میندازن تا کتابهای کمک درسیشونو بجای کتابهای کنکور وارد بازار کنن و فقط نابغه ها بدون کلاس کنکور و کتابهای کمک درسی در کنکور دانشگاه قبول میشن
همینه که هیچکس با دیپلم نمیتونه ادعایی به دانستن کنه ... افسوس ...حیفم اومد از 12 سال عمری که تو این سازمان هدر میره
خب ... لابد همین باید باشه که بگن مملکت اسلامی !
حاجی نفهمید که من بلاخره چه نیرویی هستم و پرداخت حقوقم از کجاست و ...
وقتی توجیه شد خواست که دوباره برگردم اون خراب شده
کار خوبی نیست ... دلخواه من نیست ... 4 روز باید از شهر و خونه ی خودم دور باشم
دائما یه چادر رو سرم باشه و دست و پامو ببنده موقع کار
با چهارتا مردیکه ی خنگ و زبون نفهم(این موضوع قبلا ثابت شده) سر و کله بزنم و تازه معلوم نیست بعد از این چه حسادتهایی هم بیاد وسط ... چون یقینا کمترین نیرومو هم که به کار ببرم از همه اشون بهترو دقیق ترم و این یعنی دلیل حسادت دیگران!!(خودستایی نیست من روال اونجا رو دیدم که میگم) فقط نیم ساعت منتظر بودیم که کامپیوتر کارگزینی برای دریافت نامه آماده بشه !! آخرش هم خودم کپی نامه رو، رو کاغذ!! دادم بهش
تازشم کاری که فعلا بهم واگزار میشه فکر کنم حتی کامپیوتر هم نیاز نداشته باشه!
وتازه بازهم باید خدا رو شکر کنم که تو این وضع بی پولی و کسادی بازار آزاد یه شغل آبرومند! دولتی گیرم اومده!!! این خیلی سوز داره !! یعنی صد رحمت به چین
خب وقتی از کار خودت دل میکنی و دنبال دلت میری باید یه چیزی پیش بیاد که بگه تو مملکت اسلامی دل کاره ای نیست
هرجا گفتند برو باید مثه گوسفند سرتو بندازی پایین و بگی چشم وگرنه سرت به سنگ میخوره بی برو برگرد!!
پس خدا رو شکر کن که یه آدم خنگ که برای جذب نیرو که مثلا کارش همینه باید توجیه بشه که تو کی هستی و از کجا اومدی !!میشه رئیست و تو هم مدام باید از دام فوضولی ها و پا از گلیم دراز کردنهاش !خودتو کنار بکشی ... و زیر دستش کار کنی!
خدا کنه تعداد زیرآب زنهای این اداره از مرکز قبلی کمتر باشه
البته فکر کنم همینجوری باشه چون اگه همشون هم زیرآب زن باشند میشن یک چهارم تعداد نیروهای مرکزی که قبلا توش کار میکردم
چه خفتی !! این اداره حتی زیرآب زنهاش از اداره ی قبلی کمتره ! چه خفتی!
خلاصه کنم یه چیزو خوب فهمیدم:
اینجا مملکت کاملا اسلامی است و روال استخدام اونهم کاملا اسلامی!
مملکت اسلامی اول نگاه میکنه که پارتی داری یا نه
بعدش نگاه میکنه ببینه نسبتی با شهدا و جانبازا داری یا نه
بعدش نگاه میکنه ببینه تو گزینش از عقایدت خوشش میاد یا نه
بعدش نگاه میکنه ننه بابات و فامیلهای دور یا نزدیکت چیکاره بودن و جرائم ضد انقلابی داشتن یا نه
بعدش نگاه میکنه ببینه شوهر و بچه داری یا نه
اگه مطلقه باشی البته براش مهمه که کجا تورو به کار بگیره !که به آقای رئیس نزدیکتره یا نه
و اگه هر شرایطی که دوست داره و دلش میخواد رو تو داری یا نه
آخر کار ببینه اصلا میتونه بهت حقوق بده یا نه
و نهایتا رشته و تخصص تورو نیاز داره یا نه!!
من
خدارو گواه می گیرم یک نفر از من نپرسید از کدوم دانشگاه و با چه معدلی
مدرک گرفتی یعنی اداره ی آب و فاضلاب میپرسه اما آموزش و پرورش!! نپرسید!
البته اگه همه ی قبلیها رو داشتی با این آخری یه جورایی راه میاد
مثلا مهم نیست که تو مدیریت نخوندی و رشته ات شیمی باشه مهم اینه که یه پست خالی مدیر دبیرستان دارند خب کی بهتر از تو؟!
یا
مهم نیست که الان تو با تخصص کامپیوتر اومدی بری هنرستان اما هنرستان پر
از نیروهای فنی برق و ریاضیه که دارن کامپیوتر درس میدن ... پس تو به کار
نمیای چون رشته ی کامپیوتر به تو نیاز نداره ! چون قبلا بقیه همه ی کلاسها
رو گرفتن و این بقیه هر کی بوده با هر مدرکی لابد فرزند شهید بوده و پارتی
داشته، تو هم اگه فرزند شهیدی بیا تا یکی که استثنائا اونجا مشغول به کاره
و هیچکدوم از معیارها!!رو نداره با تیپا بندازیم بیرون و تورو بذاریم جاش
وگرنه خفه شو گوسفند و همینجا که اونا میگن کار کن!
تازه رسمی بشی هم میشی معاون اجرایی! فکر نکن میتونی از تخصصت استفاده کنی شلغم!(این
فحش بود به خودِ پرروم که دلم میخواد بابت تخصصم حقوق بگیرم ،درس خوندی که
خوندی اینجا یه گوسفند که بیشتر نیستی !! چه معنی داره پرتوقع ِ شلغم!)
از همه مهمتر سابقه ی تو به درد عمٌت میخوره و کسی حتی یه تلفن نمیزنه ببینه تو چیکاره بودی و چیکارا کردی !
مهم اینه که نماز جماعت میخونی یا نه
و اینکه چادرو از سرت بر داشتی یا نه
و اینکه موهات دیده میشه یا نه!!
کارت و نحوه ی انجامش مهم نیست ... موت ! موت !! دیده میشه یا نه؟
درواقع یه پا عرب بار اومدی یا نه
بعدش هم میگن چرا میگی خلیج عربی!!
خب عربیم دیگه!
مثه عربها بی منطقیم
مثه عربها بی عاریم
مثه عربها مفت خوریم
مثه عربها فقط پول باشه برامون بسه و گور بابای نسلهای بعدی که ما الان نفتو به باد میدیم و همه چیزو به باد میدیم...
چادر! چادر یادت نره ...
به خدا اینجا ایران نیست
اینجا مملکت شیخ پرور عربیست