دارم از خودم متنفر میشم

چرا باید از میزبانی جلسه ای که مدیر انبار کتاب هم توش دعوته خوشحال باشم و برای فردا موهامو رنگ کنم و فرم اداری ویژه مو اتو کشی کنم ؟! چرا سعی کردم امروز بطور ویژه برای مراسم فردا برنامه ریزی کنم ؟! من همیشه از ارتباط با مرد متاهل گریزان بودم ولی الان بی اراده بابت دیدن این جونور ،دارم خاص رفتار میکنم

از خودم بدم میاد ،کاش میتونستم فردا رو کنسل کنم اما چاره ای نیست باید برگزار بشه 😏 کاش لااقل اون نیاد

خدایا کمکم کن فردا توجه ویژه موبهش از دست بدم و اون هم برام یه آدم عادی مثل بقیه مهمانان بشه

پ.ن

چهارشنبه ساعت ۱۱ در جلسه :

چرا تو‌جلسه از ده تا جمله ت ۸ تاشو رو به من میگی لعنتی

چرا موقع پذیرایی میای کنار من و تشکر میکنی

لعنتی بامزه