برای اولین بار یه خورده کاری عاشقانه از سوی مهندس مشاهده شد اونهم تو سالن تئاتر وقتی کنار هم نشسته بودیم ،دستشو از پشت انداخت رو صندلیم و هراز گاهی با انگشتهای دست چپش بازوی چپمو نوازش میکرد و البته حس میکردم خیلی محتاطانه اینکارو میکنه ،وای این پسر ۴۴ ساله چرا اینقدر خجالتیه آخه 🙄

تاچ بعدی هم وسط همون تئاتر که ژانرش جنایی بود ،یکی از مقتولان بعد از تاریک شدن سالن از پله ها اومد بالا و دقیقا کنار من نشست و با روشن شدن سالن من جا خوردم و از ترس صورتمو چسبوندم به صورت مهندس البته تقصیر خودش بود اخه چرا تو تاریکی باید تا این حد صورتش به صورت من نزدیک میبود؟🙄واقعا چرا ؟

نه بعید میدونم میخواسته منو ببوسه چون اولا یه آدم مذهبیه که حتی تو اِل اِی هم یکی از پاتوقهاش مسجده !! در ثانی بدون اجازه چنین کاری نمیکنه

خلاصه که بماند به یادگار ... به امید تاچ های بیشتر 🤭🤭 هرچند بهش گفتم از رفتن باهاش منصرف شدم ..