تا یک سال پیش از همسایه ها میترسیدم
همش میگفتم مراقب باشم در محیط زندگیم تنش ایجاد نشه
این صبوری به جایی رسیده بود که سقف خونه م هم ریخت و من نه خسارت گرفتم از همسایه و نه چیز خاصی بهش گفتم و در نهایت هم به یه تعمیر جلو در پارکینگم بسنده کردم و دیگه داخل خونه رو بیخیال شدم
یادم میاد که برای خسارتی که به سقف اشپزخونه م زده بود صد نفر فرستاد و حتی تهدید هم کرد که اگه از خونه من نباشه اعاده حیثیت میکنم و ازت شکایت میکنم و ...
من اونموقع ترسیدم بره بابت در پارکینگ شکایت کنه و داستان بشه
حرومزاده دیده بود زن تنهام داشت اذیت میکرد
و کار به جایی رسید که مدتی تلفنهاشوجواب ندادم و از فضاهای مجازی هم بلاکش کردم و دیگه نه برای براورد خسارت پیگیر شدم و نه وقتی جلو در پارکینگمو درست کرد ازش تشکر کردم
خداروشکر مستاجر عوضی تر از خودش هم رفت و خودش اومده ساکن شده و چون شهرستانیه ماهی دو سه بار صدای کشیده شدن یه صندلی یا صدای پاشنه کفش های زنش رو میشنوم و تمام و دیگه از سرو صدای ۱۱ شب تا ۶ صبح خبری نیست
تازه به دوران رسیده یه کی ام سی سواری خریده دایم روش چادر میکشه انگار چه خبره 🤭 شده خوراک غیبت اقایان بلوک 😂
از پارسال دیگه ترسی از کسی ندارم
دیدم منکه در تمام هزینه ها بطور مساوی شریکم چرا حرف و شکایتمو نگم ؟! کار به جایی رسیده بود که همسایه ها میومدن چرخ بچه شونو میزاشتن کنار در خونه ی من ،ماشین سم پاش به دیوار خونه م تکیه میدادن ،میز سم پاشی میکردن میزاشتن کنار دیوار خونه م
و عکس العمل من فقط حرص خوردن از درون بود و انتظار که یه روزی بیان خرت و پرت هاشونو ببرن
اما از پارسال ترس رو گذاشتم کنار و تو گروه حرفمو نوشتم و دیدم اجرا شد ،پریشب هم بابت یه سری خرت و پرت که تو راه پله بود و یه هفته تمام جمع نشده بود و داشت هرروز هم اضافه میشد اعتراضمو نوشتم و اینبار تهدید هم کردم که اگر جمع نشه زنگ میزنم بیان همه شو ببرن و دیروز صبح دیدم همه جمع شده
جالبه کسی هم جوابمو نمیده تو گروه فقط اجرا میشه فکر کنم از دفعه قبل که بابت هزینه آب ،جواب یکیشونو با متلک دادم دیگه کسی نمیخواد حرفی بزنه که متلک بشنوه
ولی خب مامانم همیشه میگه با همسایه خوب باش ، بله مادر من ولی اینا یه مشت سواستفاده گر حسودن نه همسایه