نزديك١٢شبه
صدايموتورباعثشدچراغاروخاموشكنم
فرحنازكهخوابهمنمنميخوامبيدارباشمودروبازكنم
همهجاتاريكه
خونهظلماته
يهلحظهخواستمبترسم
خنديدموبهخودمگفتمديگهچيزيهمموندهكهازشبترسم؟!
رويپيشونيمچندتاجوشمردانهزده
درراستايسوزششديدريههاماحتمالمرگوبيماريخطرناكخيليكمهمنيست
ومننميترسمازمرگ
حالامرگروبزاركنارچيزيميمونهواسهترسيدن؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۷ ساعت 23:50 توسط یلدا
|