وقتي فرحناز نيست يه جوريه حالم
خيلي زحمت كمتري ميكشم چون واقعا وقتي هست يه لحظه به حال خودم نيستم
با خودش ميخوابم و با خودش از خواب بيدار ميشم و هنوز هم اگر بين روز بخوابم بيدارم ميكنه و سردرد ميشم خخخخخ
اما وقتي نيست با اينكه خونه مرتب ميمونه و دايم نبايد به فكر وعده غذاي بعدي و ميوه و ميان وعده و .. باشم
با اينكه نميخواد وسط ظرف شستن و كار ويتراي و ... بغلش كنم
با اينكه رشته ي افكارمو وقتي دلم ميخواد با خودم فكر كنم پاره نميكنه
با اينكه تنمو با خواسته هاش مثل پارك و سينما و ... يا خواستن چيزايي مثل بال فرشته و كباب و توت فرنگي و...نميلرزونه
ولي دلم براش تنگ ميشه
دلم ميخواد باشه پيشم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 6:59 توسط یلدا
|